یکی از مهم ترین خصیصه های ما ایرانی ها مظلوم نمایی در عین قدرت است. به عبارت دیگر هرکدام از ما تمامی تلاشمان را در راستای تحقق این مهم به کار می بریم و در جایی که از جایگاه محکم و قدرتمندی برخورداریم٬ خود را تحت ستم معرفی می کنیم و از چرخش نامیمون فلک قدار شکایت به عالم و آدم می بریم ! این خصوصیت و ویژگی غالب ما ایرانی هاست. نگاه کنیم به مسابقه فوتبالی که تقریبا قریب به اتفاقمان جانب تیم ضعیف تر را می گیریم و برای آن یقه چاک می کنیم !
تمام این ها را گفتیم تا به موضوعی در حوزه تئاتر اشاره کنیم. در هفته ای که گذشت در روزنامه هم میهن یادداشتی از استاد گرانقدر بهروز غریب پور درج شده بود. یادداشتی که به نوعی آن را می توان مظلوم نمایی در اوج قدرت دانست . یادداشتی که زخم کهنه بسیاری از طراحان صحنه تئاتر را مجددا جریحه دار کرد. در این یادداشت نکاتی چند به چشم می خورد که بی شک یادآور همین روحیه ابدی ازلی ایرانیست. مروری بر این نکات خالی از لطف نیست.
۱ - بیش از دوسوم یادداشت مزبور به داستان مکبث و اهمیت آن اختصاص یافته است. این در حالیست که مخاطبان یادداشت استاد که بی شک تئاتری هستند ٬ از اهمیت و ویژگی های این اثر بزرگ شکسپیر کاملا آگاهند . پس لازمه این مرور چه می تواند باشد ٬ موضوعیست که در ادامه به آن می پردازیم.
۲ - شاید مهم ترین انگیزه نگارش این یادداشت مطول و شرح حکایت مکبث ٬ در پاراگراف آخر یادداشت خلاصه شود . جایی که آقای غریب پور درست به مثابه بروشور تئاتر از یکایک بازیگران و همراهان گروهش قدردانی می کند و به معرفی آن ها می پردازد.
۳ - اما آن چه باعث به درد آمدن قلب طراحان صحنه در این یادداشت شده است ٬ بی شک اشاره مجدد استاد به کارگاه متروک و نیمه مخروبه دکور تالار وحدت است ! و این که استاد به همراه گروه وفادارش آن را احیاء کرده و به اولین سالن تئاتر اپرای عروسکی تغییر شکل داده است. سئوال این جاست که آیا بزرگترین و حرفه ای ترین کارگاه دکور خاورمیانه که به همت تئو لاو آلمانی ساخته و پرداخته شد و تا همین اواخر نیز به بهترین شکل ممکن توسط بزرگی به نام مهندس زعیمی اداره می شد ٬ کارگاهی مخروبه بوده است ؟ استاد تمایل دارند چندین و چند اثر بزرگ تئاتر کشورمان را که دکور آن ها در این کارگاه ساخته شده است را برایشان مرور کنم؟ اصلا بیایید فرض را بر این بگذاریم که این کارگاه در طول زمان به یک مخروبه تبدیل شده بود . آیا آقای غریب پور که الحق و والانصاف ید طولایی در بازسازی و راه اندازی اماکن فرهنگی دارند نمی توانستند این کارگاه را بازسازی کرده و آن را به قطب طراحی صحنه کشور تبدیل کنند ؟ در جایی که تئاتر ما به شدت در حوزه اجرای صحنه پردازی با مشکلات عدیده روبروست ؟ آیا عرصه تئاتر حرفه ای کشور بیش از اپرای عروسکی به طراحی صحنه و اجرای حرفه ای آن نیازمند نیست ؟ در این میان باید اعتراف کرد تهران بزرگ تا ابد به تلاش های استاد غریب پور در بازسازی فرهنگسرای بهمن ٬ خانه هنرمندان و ... افتخار خواهد کرد ٬ اما جناب آقای غریب پور ٬ این بار نه تنها به هدف نزده اید بلکه بدنه حرفه ای تئاتر کشور را آماج تیر خود قرار دادید !
۴ - استاد غریب پور در راستای توجیه عملکرد خود در تبدیل کارگاه دکور تالار وحدت به سالن فردوسی ٬ شریک می تراشند و مرکز هنرهای نمایشی و بنیاد رودکی را نیز در تحقق این امر شریک می دانند. اگر چنین است که وای به حال ما جماعت طراح صحنه ! در جایی که مرکز هنرهای نمایشی باید به صیانت از تئاتر حرفه ای و گرایش های آن بپردازد خود مجری نابودی یکی از اصلی ترین و مهم ترین شاخه های تئاتر می شود. اما استاد خود بهتر می دانند که در حوزه اپرای عروسکی مدعی دیگری در تئاتر ما وجود ندارد. پس احداث سالنی به این منظور شائبه تاسیس یک سالن اختصاصی را برای این هنرمند شایسته کشورمان آن هم با هزینه بیت المال ایجاد نمی کند ؟! در جایی که هنوز و پس از این مدت هیچ گروه دیگری در سالن فردوسی مبادرت به اجرای تئاتر نکرده است .

۵ - و در پایان باید به مقدمه این نوشتار اشاره کرد . در جایی که استاد از دشمنانشان سخن می گویند و آن ها را برای تماشای آخرین اثرشان دعوت می کنند . به راستی کدام دشمن ؟! در جایی که آقای غریب پور با اقتدار کامل در سالن به ظاهر شخصیشان مشغول فعالیتند و نامه انجمن طراحان صحنه نیز در اعتراض به تبدیل وضعیت کارگاه دکور ٬ در هیئت مدیره خانه تئاتر مسکوت می ماند و پاسخی دریافت نمی کند . حتی اشاره مستقیم خانم سمیرا سینایی نیز در جشن طراحان صحنه که در قلمرو استاد ( خانه هنرمندان) مطرح شد نیز در هیاهوی جنگ میان مکبث و دانکن گم شد و اصلا به جایی نرسید . حال این مظلومیت ریشه در چه عواملی دارد ٬ خدا می داند و بس !