کسانی که در داخل گود آموزش آکادمیک تئاتر کشور قرار دارند با نقدی که پیش از این از آن یاد شد چندان موافق نیستند . نه از آن رو که فضای آموزشی ما همچنان پویاست و نتایج شگرفی به بار می آورد . بلکه از آن رو که این شرایط را معلول کلاس های درس ، نقص آموزش و ... نمی دانند . با نظر ناقدان می توان تا حدودی موافق بود اما برای حل این معضل باید قدری فراتر از فضای آموزشی دانشکده های تئاتری را در نظر گرفت. بی تردید تفاوتی عمده میان تحصیل دانشگاهی علوم و فنون با رشته های هنری وجود دارد . به عنوان مثال در رشته پزشکی دانشجو پس از گذراندن موفقیت آمیز چند سال تحصیل به زمره پزشکان می پیوندد و به کار و فعالیت در این رشته ادامه می دهد. این در حالیست که در بدو ورود به دانشگاه از پزشکی هیچ چیز نمی دانسته است . حال آن که در رشته های هنری ، خصوصا تئاتر اوضاع به شکلی دیگر رقم می خورد . تئاتر جهانیست گسترده و عظیم که در آن به همان قدر که روانشناسی و جامعه شناسی اهمیت دارد ، فیزیک ، هندسه و ریاضیات نیز از جایگاه خود برخوردار می شود . دانشجوی تئاتر باید یک مطالعه کننده واقعی و یک ماشین شگرف خواندن و آموختن باشد . آنهم در هر زمینه ای . با این حال سیستم جذب دانشجوی تئاتر از شیوه ای تبعیت می کند که نه تنها با روح تئاتر معارض است ، بلکه در روند آموزش دانشگاهی این حوزه از هنر نیز خلل ایجاد می کند . در این میان معمولا جوانانی موفق می شوند به کسوت دانشجوی تئاتر درآیند که تنها به قصد اخذ مدرک دانشگاهی وارد گود شده اند . تئاتر برای آنها غالبا انتخاب دوم است و در صورت ناکامی در مهندس شدن یا دکتر شدن به دانشکده های تئاتری وارد می شوند.خوب ... نتیجه پیشاپیش قابل حدس است . هنر ، جنون و نبوغی می خواهد و البته عشقی که تو را گرفتار کرده باشد.
از سوی دیگر غالب دانشجویان تئاتر به هنگام ورود به دانشگاه تصور درستی نسبت به این رشته ندارند . این در حالیست که در ممالک پیشرفته که از سابقه دیرینه ای در تئاتر برخوردارند آموزش و پرورش نقش عمده ای را در شناساندن این هنر به کودکان و نوجوانان بازی می کند . به عبارت دیگر یک جوان دیپلمه در این گونه کشورها بارها وبارها به تماشای تئاتر نشسته یا خود به اجرای تئاتر در مدارس - زیر نظر خبره این کار- پرداخته است . بدین ترتیب دانشجوی تئاتر ما تا یکی دو سال پس از ورود به دانشگاه باید اوقاتش را به شناختن این هنر بگذراند. نگاهی دقیق تر به دانشجویان انصرافی سایر رشته ها که پس از مدتی رشته تئاتر را برای ادامه تحصیل انتخاب کرده اند موید این ادعاست . این گونه دانشجویان را شاید بتوان در زمره موفق ترین دانشجویان تئاتر به حساب آورد .
اما حکایت دیگری که باعث خمودگی فضای آموزش تئاتر ما می شود ، فقدان افق های روشن برای فارغ التحصیلان این رشته است . تعداد اندک سالن های تئاتر کشور، عدم تبلیغات مناسب ، نبود بازار تئاتر خصوصی ، بودجه وحشتناک اندک تئاتر و سایر مواردی از این دست کافیست تا جوان مشتاق و سراسر آرزویی را نا امید و مایوس ساخته و واکنش های متفاوتی را از او به معرض نمایش بگذارد.
با این حال باید به تئاتر دانشجویی به شدت امیدوار بود و تلاش هایی را که در این عرصه صورت می گیرد ستایش کرد . باید به آینده امیدوار بود و پذیرفت که از بطن بسیاری مضائق، نبوغی ظهور می کنند که تاریخ تئاتر کشور را به نام خود مزین خواهند کرد.
