تئاتر دانشجویی ... تئاتر دانشگاهی ... یا هر واژه دیگری که دوست دارید به آن اطلاق کنید. فرقی نمی کند. مهم آن است که تعداد قابل توجهی دانشجوی تئاتر یا علاقمند به این هنر دور هم جمع می شوند و به انگیزه برگزاری جشنواره تئاتر دانشگاهی به ارائه اندیشه و هنرشان می پردازند.
اما در این میان نکاتی چند قابل توجه به نظر می رسد که بد نیست به آن پرداخته یا حداقل به آن توجه شود.
۱ - تئاتر دانشگاهی همان طور که از نامش برمی آید تئاتری جسور ، بی پروا و در اندیشه تغییر است. تغییر انگاره های قدیمی ، رویکردهای کهنه و پوسیده و... اما آنچه تاکنون و در عرصه تئاتر دانشگاهی کمتر به آن پرداخته شده لزوم توجه به سنن نمایشی کهن ایرانیست. این که بسیاری از این مولفه ها نفس های آخر خود را می کشند و لازم است در حرکتی منسجم ، طراحی شده و مستمر به احیاء آنها پرداخت. این مهم حاصل نخواهد شد جز در فضایی آکادمیک و علمی با اساتید و دانشجویانی که با انگیزه تمام به آن بپردازند.
۲ - سال ها قبل تب جشنواره و جشنواره زدگی در میان اهالی حرفه ای تئاتر رسوخ کرد. پا گرفت و بسیاری از تولیدات تئاتری را تحت تاثیر خود قرار داد. اما این موج همانطور که پیش بینی می شد به سرعت رنگ عوض کرد و جای خود را به مولفه ها و رویکردهای دیگر داد. اما امروز به نظر می رسد این آفت بزرگ تئاتر دانشگاهی را هدف قرار داده است. انتظارات و توقعاتی که دانشجویان امروز از جشنواره های مختلف تئاتر دانشجویی دارند ، همان رویکردها و انتظارات سال ها قبل تئاتر حرفه ای را در ذهن متبادر می کند. با این تفاوت که در آنجا تئاتری های حرفه ای و سالها کار کرده قرار داشتند و اینجا دانشجویانی که تازه در اول راه قرار دارند و می روند تا بیاموزند و تجربه کسب کنند.
۳ - بی شک تئاتر بدون اندیشیدن به مخاطب نه هویتی خواهد داشت و نه اصولا به تعاریف خود نزدیک می شود . مخاطبی که با فرهنگ ، پیشینه و آرمانها و دغدغه های خود پا به سالن تئاتر می گذارد . تئاتر دانشگاهی اگر می خواهد به جایگاه اصیل خود بازگردد باید به مخاطب بیندیشد . غم او را داشته باشد و در صدد کشف راه هایی برای بیان دردها و مصائب او برآید . روشنفکری بدون پشتوانه توجه به نیازهای به روز مخاطب نتیجه ای دربر نخواهد داشت و به بیراهه خواهد رفت .
