تبليغاتX
تماشاخانه

تماشاخانه

تئاتر و هنرهای نمایشی

شب گذشته از شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران تله تئاتری پخش شد که بی تردید آن را باید جوابیه ای سخت و دندان شکن به سازندگان فیلم صهیونیستی ۳۰۰ دانست . گذری به شاهنامه فردوسی و نمایش جلوه هایی از شکوه ایرج و افریدون و البته سلم و تور ! نمی دانم آیا واقعا سازندگان این نمایش پیش پا افتاده و مبتذل به هنگام تولید این شاهکار به چه می اندیشیده اند. و این که ابتذال تنها در تنگی و بدن نما بودن لباس بازیگر خلاصه می شود و یا اگر چند تار موی بازیگری آشکار شود باید آن صحنه ها را حذف کرد یا برای آن فکری کرد اما به تصویر کشیدن مسخره آمیز و مضحک اساطیر ملی این مرزوبوم نشانه ای از ابتذال نیست ! قصد داشتم این برنامه را با دیدی آکادمیک و کاملا علمی نقد کنم اما تصور می کنم آنقدر سازندگان این تله تئاتر ناشیانه رفتار کرده اند که چاره ای جز به کار بردن عبارت یک افتضاح تلویزیونی باقی نمی ماند !

با این حال نگاهی به بازی بازیگران - طراحی صحنه خام دستانه وناشیانه و اصولا سراسر پراشتباه - متن ضعیف و سردستی و بالاخره طراحی لباس هایی مهدکودکی جایی برای دفاع و نقد اصولی باقی نگذاشته است. این در حالیست که رگ غیرتمان نیز از آثاری چون ۳۰۰ و پرسپولیس حسابی ورم کرده و مصرا می خواهیم دندان هالیوودی ها و اجانب وابسته به آنها را در دهان یاوه گویشان خرد کنیم. گام های نخست اگر این گونه است وای به حال ایستگاه آخرمان !

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 18:7  توسط پیام فروتن  | 

در اواخر قرن نوزده بک دو فوکیه به روشنی اعلام کرد صحنه پردازی در سال ها و دهه های آتی به پیشروی خود در قلمرو ادبیات ادامه خواهد داد. در اواخر قرن بیستم نیز صنعت سینما جلوه های شگفت انگیز این پیش بینی عالمانه را به منصه ظهور رساند. این گونه بود که در بسیاری از آثار تئاتری و سینمایی طراحی صحنه حرف اول را زد و بی وجود آن ، اثر به موجودی ناقص الخلقه تبدیل می شد.

اما در آغازین سال های هزاره سوم انگار در میان ما اوضاع به گونه ای دیگر رقم می خورد. طراحی صحنه که هیچ ، گویا تئاتر و ماهیت آن نیز برایمان جدی نیست. تئاتر حرفه ای تنها واژه ایست که به قصد دلخوشی آن را به کار می بریم و هنوز باور نداریم تئاتر در دنیای امروز بزرگترین و اساسی ترین شاخص جامعه مدنی پیشتاز به شمار می رود. هنوز آموزش و پرورش ما با تئاتر و هنرهای نمایشی بیگانه است و کلاس های هنر به چند سرمشق "ادب آداب دارد" خلاصه می شود! اینگونه است که دانشجوی تازه آمده به دانشکده های تئاتری حتی یک تئاتر نیز در عمرش ندیده است و تئاتر را از دریچه هنرمندی آقارشید و دوستانش می شناسد!  سوفوکل و شکسپیر که سهل است ، رادی و صاعدی و بیضایی نیز در دایره واژگان تئاتری آنها محلی از اعراب ندارد. تئاتر حرفه ای ( بخوانید تئاتر تئاتر شهری) نیز اوضاعی بهتر از این ندارد . هنوز میزان دستمزدها از هماهنگی لازم برخوردار نیست و هنوز صف هنرمندان منتظر به اجرا به علت کمبود سالن روزبروز طولانی تر می شود.دریغ از یک سالن تازه یا هماهنگی میان مسئولان فرهنگی تا از سالن های موجود در سطح شهر بهتر استفاده شود . هنوز صنف الکتریکی لاله زار در انتظار تملیک و تصاحب بهترین و قدیمی ترین سالن های تئاتر کشور ثانیه شماری می کند و مسئولان به فکر بازسازی و رونق این سالن ها نیستند. هنوز بودجه تئاتر کشور تامین کننده حتی بخش ناچیزی از نیازها نیست و هنوز بزرگترین و حرفه ای ترین کارگاه دکور خاور میانه به حال اول خود بازنگشته است و از زخمی که به آن وارد شده رنج می کشد. هنوز و هنوز و هنوز ... با این حال نمی توان منکر تلاش های باارزشی که در طول این سال ها در عرصه تئاتر اتفاق افتاده است شد. تلاش هایی که می تواند با نگاهی عمیق تر و سیاست هایی کلان تر شگفتی بی آفریند . حالا زمان آن رسیده است که مجلس شورای اسلامی ، شهرداری ها ، ریاست جمهوری با تمام بدنه آن و... وارد گود شده و طرحی نو درافکنند. آرزویی که به هیچ وجه غیرممکن نیست. تنها باید بخواهیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 12:45  توسط پیام فروتن  |