با این حال نگاهی به بازی بازیگران - طراحی صحنه خام دستانه وناشیانه و اصولا سراسر پراشتباه - متن ضعیف و سردستی و بالاخره طراحی لباس هایی مهدکودکی جایی برای دفاع و نقد اصولی باقی نگذاشته است. این در حالیست که رگ غیرتمان نیز از آثاری چون ۳۰۰ و پرسپولیس حسابی ورم کرده و مصرا می خواهیم دندان هالیوودی ها و اجانب وابسته به آنها را در دهان یاوه گویشان خرد کنیم. گام های نخست اگر این گونه است وای به حال ایستگاه آخرمان !
اما در آغازین سال های هزاره سوم انگار در میان ما اوضاع به گونه ای دیگر رقم می خورد. طراحی صحنه که هیچ ، گویا تئاتر و ماهیت آن نیز برایمان جدی نیست. تئاتر حرفه ای تنها واژه ایست که به قصد دلخوشی آن را به کار می بریم و هنوز باور نداریم تئاتر در دنیای امروز بزرگترین و اساسی ترین شاخص جامعه مدنی پیشتاز به شمار می رود. هنوز آموزش و پرورش ما با تئاتر و هنرهای نمایشی بیگانه است و کلاس های هنر به چند سرمشق "ادب آداب دارد" خلاصه می شود! اینگونه است که دانشجوی تازه آمده به دانشکده های تئاتری حتی یک تئاتر نیز در عمرش ندیده است و تئاتر را از دریچه هنرمندی آقارشید و دوستانش می شناسد! سوفوکل و شکسپیر که سهل است ، رادی و صاعدی و بیضایی نیز در دایره واژگان تئاتری آنها محلی از اعراب ندارد. تئاتر حرفه ای ( بخوانید تئاتر تئاتر شهری) نیز اوضاعی بهتر از این ندارد . هنوز میزان دستمزدها از هماهنگی لازم برخوردار نیست و هنوز صف هنرمندان منتظر به اجرا به علت کمبود سالن روزبروز طولانی تر می شود.دریغ از یک سالن تازه یا هماهنگی میان مسئولان فرهنگی تا از سالن های موجود در سطح شهر بهتر استفاده شود . هنوز صنف الکتریکی لاله زار در انتظار تملیک و تصاحب بهترین و قدیمی ترین سالن های تئاتر کشور ثانیه شماری می کند و مسئولان به فکر بازسازی و رونق این سالن ها نیستند. هنوز بودجه تئاتر کشور تامین کننده حتی بخش ناچیزی از نیازها نیست و هنوز بزرگترین و حرفه ای ترین کارگاه دکور خاور میانه به حال اول خود بازنگشته است و از زخمی که به آن وارد شده رنج می کشد. هنوز و هنوز و هنوز ... با این حال نمی توان منکر تلاش های باارزشی که در طول این سال ها در عرصه تئاتر اتفاق افتاده است شد. تلاش هایی که می تواند با نگاهی عمیق تر و سیاست هایی کلان تر شگفتی بی آفریند . حالا زمان آن رسیده است که مجلس شورای اسلامی ، شهرداری ها ، ریاست جمهوری با تمام بدنه آن و... وارد گود شده و طرحی نو درافکنند. آرزویی که به هیچ وجه غیرممکن نیست. تنها باید بخواهیم.