تبليغاتX
تماشاخانه

تماشاخانه

تئاتر و هنرهای نمایشی

در حاشیه شیوه جدید تسویه حساب های اداره کل هنرهای نمایشی

 

نمی دانم تا کی خانواده نه چندان پرجمعیت تئاتر باید چوب اشتباهات ( بخوانید سادگی ) خود را بخورد. وقتی همه چیز برپایه اعتماد متقابل شکل بگیرد ، طبیعیست که در این میان بعضی ها نیزازاین اعتماد سوء استفاده کنند و اینجااست که سادگی با اشتباه مترادف می شود . این در حالیست که تئاتر حرفه ای فقط در سمینارها و کنفرانس ها معنا می یابد و در قالب آمار وارقام سالیانه مطرح می شود ؛ وگرنه تئاتر حرفه ای ما انگار از تئاتر آماتور هم آماتورتر است . این را برخی از آدم های به اصطلاح حرفه ای تئاتر ما به خوبی ثابت می کنند !

اخیرا اداره کل هنرهای نمایشی در راستای تسویه حساب اجراهای خود دست به اقدامی شایسته زده است . در این راستا و به منظور انجام امور مربوط به تسویه حساب هر اجرا ، کارگردان نمایش مزبور ناچار است با اخذ امضای عوامل نمایش خود ، آنها را در جریان مبلغی که قرار است دریافت کنند قرار دهد .  بدین ترتیب تکمیل شدن فرم امضای عوامل ، شرط تسویه حساب با کارگردان ها و دریافت مبلغ قرار داد خواهد بود .

این شیوه در نگاه نخست ، روش مناسبی برای هرچه شفاف تر شدن مسائل مالی هر اجرا به نظر می رسد .اما از آنجا که برخی از ما ایرانی ها اصولا ید طولایی در خلاقیت های گوناگون داریم این شیوه نیز به روشی برای مضاعف شدن مشکلات مالی هر گروه نمایشی تبدیل شده است . روشی که باعث می شود کسی که به هنگام تسویه حساب مغبون شده ، به واسطه امضایی که پیش از این در فرم یاد شده کرده است ، از نظر قانونی نیز محکوم به نظر رسیده ، دستش از هرجا کوتاه شود . به یک نمونه توجه کنید .

معمولا رسم نیست کسی دستمزد خود را اعلام کند . اما من این کار را می کنم . طبق شیوه نامه اداره کل هنرهای نمایشی دستمزد من به عنوان طراح صحنه هر نمایش در سالن های متوسط ، یک میلیون تومان است. اوایل سال جاری بود که یکی از کارگردان های حرفه ای تئاتر برای طراحی صحنه نمایش خود از من دعوت به عمل آورد . در همان موقع من که به واسطه نمایش چند سال پیش ایشان  که در فرهنگسرای بهمن اجرا شده بود ، مشمول الطاف مالی (!) ایشان شده بودم ، مبلغ دستمزدم را مجددا یادآوری کردم و این کارگردان در کمال سعه صدر پذیرفت. ( این اولین اعتماد= سادگی = اشتباه )

طرح ها زده شد ، نقشه ها کشیده شد ، ماکت و دکور نمایش ساخته شد و در نهایت به روز مونتاژ دکور رسیدیم . کارگردان عزیز مرا به گوشه ای از سالن کشید و اظهار داشت : " در شورای ساخت با مبلغ تو موافقت نشده و من می توانم تنها هشتصد هزار تومان  بدهم ." اعتراض من به جایی نرسید و خلاصه کلام به همان هشتصد هزار تومان رضایت دادم و دکور نصب و اجراها آغاز شد. ( این دومین اعتماد= سادگی= اشتباه)

چند ماهی گذشت و نوبت تسویه حساب رسید. ( پول ها آمده است.) دستیار کارگردان زنگ می زند و تقاضا می کند برای امضای فرم تسویه حساب در محلی حاضر شویم . دستیارم را می فرستم  ، اما ... تماس می گیرد و می گوید در مقابل جدول مربوط به مبلغ قرارداد چیزی نوشته نشده است و به نظر می رسد باید سفید امضا کنیم . به او می گویم با آقای کارگردان هماهنگ کند و پس از یادآوری همان مبلغ هشتصد هزارتومان ، فرم را امضا کند . کارگردان عزیز نیز در پاسخ اظهار می دارد که قبلا با من صحبت کرده است . ( این هم سومین اعتماد=سادگی=اشتباه)

یکی دو روز بعد پیغام می رسد برای گرفتن دستمزدهایمان مراجعه کنیم . دستیارم مجددا در محل یادشده حاضر می شود ؛ اما ... " آقای کارگردان تنها هفتصد هزار تومان پرداخت می کنند ." با او صحبت می کنم و به وی یادآور می شوم قرار ماچیز دیگری بود . توجیه می کنند و دلایلی می آورند که در دکان هیچ عطاری نمی توان جست . تصمیم می گیرم پول را نگیرم و شکایت به مرکز ببرم ، اما خیلی زود به یاد می آورم اشتباه سومم را ... چاره ای نیست ؛ باید به همین مبلغ رضایت داد.

بدین ترتیب به نظر می رسد تمهیدی که اداره کل هنرهای نمایشی در راستای تضمین حقوق تئاتری ها اندیشیده ، به ترفندی تبدیل شده که برخی از آن سوءاستفاده کنند . شاید ارتکاب 3 اشتباه در طول یک پروژه تئاتری ،ُ مدیریت تئاتر ما را به این نتیجه برساند که خود راسا با عوامل یک نمایش قرارداد منعقد کند . بدین ترتیب تکلیف همه پیشاپیش مشخص و اعتماد و سادگی دیگر به اشتباهاتی از این دست تبدیل نخواهد شد .

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:51  توسط پیام فروتن  |