14 ارديبهشت جشن طراحان صحنه در خانه هنرمندان ايران برگزار مي شود . از قديم و نديم رسم بوده است در صورت فوت يكي از اقوام درجه يك اولين مراسم نوروز تعطيل و سفره هفت سين گسترده نمي شد . در اين گونه موارد اقوام ضمن بزرگداشت آن مرحوم ؛ براي روحش دعا و جاي او را خالي مي كنند . بر سر مزارش حاضر مي شوند و برايش فاتحه مي خوانند .
14 ارديبهشت جشن طراحان صحنه در خانه هنرمندان ايران برگزار مي شود . در اين ميان ما طراحان صحنه با كمال تاسف چه بي خيال و جسارتا چه بي غيرت شده ايم . عزيزترين موجود حرفه ما در سالي كه گذشت بي رحمانه نابود شد و به خاطرات پيوست . با اين حال جشن برپا مي كنيم و مسابقه مي گذاريم و دلخوشيم كه فيلم اعتراضمان را مديري ؛ مسئولي ؛ كسي مي بيند و به اين نتيجه تاريخي مي رسد كه ما ... طراحان صحنه ... سخت متحد و يكدل و يكرنگيم ! كه اگر چنين نتايج شگرفي وجود داشت و اگر چنين مسئولاني حضور ؛ پيش از اين موجود دلبندمان نفسي تازه كرده بود و از سراشيبي حضيض بازمي گشت و احياء مي شد .
در سالي كه گذشت آخرين ضربه كاري به عرصه طراحي صحنه تئاتر كشور نيز وارد آمد و همه چيز براي هميشه پايان يافت . انگار همين ديروز بود كه كارگاه دكور نازنين تالار وحدت با بي رحمي تمام و به استناد مشتي دروغ ؛ ويران شد و در اختيار مهجورترين و غير كاربردي ترين كاربري ممكن در عرصه تئاتر كشور قرار گرفت . انگار تمام معضلات تئاترمان حل شده است و تنها نيازمان اپراي عروسكي است و بس ! تمام اين ها را بگذاريد كنار آن كه تنها متولي و مدعي اين گونه نمايشي نيز كسي نيست جز هنرمند گرانمايه اي كه در پاسخ به انتقادات موجود ؛ كارگاه دكور تالار وحدت را انباري مخروبه اعلام كرد كه مستحق تبديل به سالني مهجور و تعطيل شده است . سالني كه نه دردي از كمبود سالن هاي تئاتر تهران دوا كرد و نه به نياز ساير هنرمندان اين عرصه پاسخ گفت .
اما ... سال گذشته . تنها كارگاه نيم بسمل تئاتر پايتخت كه با هزار سلام و صلوات اندك نياز هنرمندان طراح صحنه و اصولا تئاتر حرفه اي تهران را برطرف مي كرد به نام بازسازي تئاتر شهر تعطيل شد . جالب اين جاست كه مدتهاست به اسم بازسازي و نوسازي و ... به تخريب و تعطيلي و ... خو كرده ايم . جالب تر آن كه رياست گرانمايه تئاتر شهر اين تعطيلي را به تشكيل تئاتر خصوصي نسبت مي دهند و آن را سرآغاز پيدايش تئاتر خصوصي ارزيابي مي كنند . و چه ديواري كوتاه تر از طراحي صحنه نگون بخت تئاتر كشورمان .
از سويي ديگر رياست گرانمايه اداره كل هنرهاي نمايشي در جلسه اي كه به قصد پايين كشيدن فتيله نارضايتي جمعي از طراحان صحنه در سال گذشته تشكيل دادند قول مساعد دادند كه هرگونه هزينه مربوط به متريال و دستمزدهاي ساخت و ساز دكورها را راسا به گروه ها پرداخت خواهند كرد و از اين نظر هيچ جاي نگراني وجود ندارد ! در اين كه اين مصوبه نيز اما و اگرهاي بسيار دارد شكي نيست و اظهاراتمان به گوش حضرتشان رسيد . با اين حال زمان به نحو ديگري رقم خورد . امروز برآورد 5-4 ميليون توماني يك اجرا به 5/1 ميليون تومان تنزل مي يابد و طراح صحنه بدبخت مجبور است براي يافتن آهنگر و جوشكار و نجار شهر را زير پا بگذارد . راهي جاده خاوران شود تا كمي چوب خريداري كند و سر از بازار آهن در مي آورد . دست آخر نيز مجبور مي شود خلاقيت خود را نيز از فيلتر سانسور مالي بگذراند و تنها بخشي از ايده آل خود را به روي صحنه ببرد .
بدين ترتيب بد نيست اداره كل هنرهاي نمايشي در ابلاغيه اي به نمايشنامه نويسان ؛ بازيگران و كارگردانان نيز اعلام كند با كمبود بودجه روبروست و لازم است آن ها نيز بخشي از هنر خود را قيچي نمايند . بازيگران از حس و حال نقششان كوتاه بيايند . كارگردانان چند ميزان سن ناقابل اثرشان را به دست فراموشي بسپارند و نمايشنامه نويسان به جاي 60 دقيقه ؛ تنها 30 دقيقه نمايشنامه توليد كنند و در فرايند اجرا به مدد كارگردان و ... آن را به 60 دقيقه يا بيشتر تبديل كنند !
14 ارديبهشت جشن طراحان صحنه در خانه هنرمندان ايران برگزار مي شود . من در اين جشن بزرگ شركت نمي كنم و ترجيح مي دهم در اين روز گرانمايه بر مزار طراحي صحنه تئاتر كشورم حاضر شده ؛ فاتحه اي بخوانم و با افسوس تمام بر پيكر بي روحش زاري كنم .
14 ارديبهشت جشن طراحان صحنه در خانه هنرمندان ايران برگزار مي شود و من ...




کسانی که در داخل گود آموزش آکادمیک تئاتر کشور قرار دارند با نقدی که پیش از این از آن یاد شد چندان موافق نیستند . نه از آن رو که فضای آموزشی ما همچنان پویاست و نتایج شگرفی به بار می آورد . بلکه از آن رو که این شرایط را معلول کلاس های درس ، نقص آموزش و ... نمی دانند . با نظر ناقدان می توان تا حدودی موافق بود اما برای حل این معضل باید قدری فراتر از فضای آموزشی دانشکده های تئاتری را در نظر گرفت. بی تردید تفاوتی عمده میان تحصیل دانشگاهی علوم و فنون با رشته های هنری وجود دارد . به عنوان مثال در رشته پزشکی دانشجو پس از گذراندن موفقیت آمیز چند سال تحصیل به زمره پزشکان می پیوندد و به کار و فعالیت در این رشته ادامه می دهد. این در حالیست که در بدو ورود به دانشگاه از پزشکی هیچ چیز نمی دانسته است . حال آن که در رشته های هنری ، خصوصا تئاتر اوضاع به شکلی دیگر رقم می خورد . تئاتر جهانیست گسترده و عظیم که در آن به همان قدر که روانشناسی و جامعه شناسی اهمیت دارد ، فیزیک ، هندسه و ریاضیات نیز از جایگاه خود برخوردار می شود . دانشجوی تئاتر باید یک مطالعه کننده واقعی و یک ماشین شگرف خواندن و آموختن باشد . آنهم در هر زمینه ای . با این حال سیستم جذب دانشجوی تئاتر از شیوه ای تبعیت می کند که نه تنها با روح تئاتر معارض است ، بلکه در روند آموزش دانشگاهی این حوزه از هنر نیز خلل ایجاد می کند . در این میان معمولا جوانانی موفق می شوند به کسوت دانشجوی تئاتر درآیند که تنها به قصد اخذ مدرک دانشگاهی وارد گود شده اند . تئاتر برای آنها غالبا انتخاب دوم است و در صورت ناکامی در مهندس شدن یا دکتر شدن به دانشکده های تئاتری وارد می شوند.خوب ... نتیجه پیشاپیش قابل حدس است . هنر ، جنون و نبوغی می خواهد و البته عشقی که تو را گرفتار کرده باشد.
مرکز تئاتر تجربی دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی دانشگاه تهران در نظر دارد در ترم جاری کارگاهی را با این مضمون برای دانشجویان طراحی صحنه برگزار کند. این کارگاه یک روزه توسط پیام فروتن اجرا و چند تکنیک متفاوت نقاشی صحنه آموزش داده می شود و دانشجویان می توانند زیر نظر وی این تکنیک ها را تجربه کنند .